تهران با شهر دوستدار سالمند فاصله زیادی دارد
ایجاد شهر دوستدار سالمند فقط به مناسبسازی خیابانها و ساختمانها محدود نمیشود، بلکه دسترسی آسان به حمل و نقل عمومی، فضاهای عمومی، تجهیزات مورد نیاز و فراهم کردن زمینه مشارکت اجتماعی سالمندان نیز از الزامات آن است، موضوعی که به گفته یک کارشناس، تهران هنوز در بسیاری از این زمینهها با وضعیت مطلوب فاصله دارد.
با افزایش امید به زندگی و تغییر ساختار جمعیتی جوامع، موضوع سالمندی و کیفیت زندگی سالمندان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. سالمندان بخش مهمی از جامعه را تشکیل میدهند و برخورداری آنان از زندگی مستقل، ایمن و باکیفیت فقط یک موضوع فردی و خانوادگی نیست، بلکه از مسائل مهم در حوزه سیاستگذاری اجتماعی و برنامهریزی شهری به شمار میرود. از این منظر، شهرها باید به گونهای طراحی و مدیریت شوند که پاسخگوی نیازهای جسمی، اجتماعی و روحی و روانی سالمندان باشند.
مفهوم شهر دوستدار سالمند نیز بر همین اساس شکل گرفته است، شهری که در آن سالمندان بتوانند بدون وابستگی جدی به دیگران از امکانات و خدمات شهری استفاده کنند، در فضاهای عمومی حضور داشته باشند و به فعالیتهای اجتماعی و روزمره خود ادامه دهند. مناسبسازی پیادهروها و معابر، دسترسی آسان به پارکها و فضاهای عمومی، حمل و نقل عمومی مناسب، دسترسی به ساختمانها و خدمات شهری و فراهم کردن تجهیزات مورد نیاز سالمندان از جمله عواملی است که میتواند زمینه زندگی مستقل و ایمن آنان را فراهم کند
ایکنا در راستای بررسی مقوله ویژگیهای شهر دوستدار سالمند و چگونگی دستیابی به چنین شهری در کشور به گفتوگو با علی خاکساری رفسنجانی، پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
بنابراین، شهر دوستدار سالمند شهری است که شرایط لازم را فراهم میکند تا افراد سالمند بتوانند زندگی راحت و مستقل نسبی داشته باشند. منظور از استقلال نسبی این است که سالمند بتواند در حد تواناییهای خود امور شخصی و اجتماعی خود را انجام دهد و حضور او در محیط شهری به وابستگی دائمی به دیگران منجر نشود. از این منظر، مناسب بودن شرایط فیزیکی شهر اهمیت زیادی دارد، یعنی فضاها و محیطهای شهری باید به شکلی طراحی و آماده شده باشند که سالمندان بتوانند با سهولت بیشتری در آنها تردد و از امکانات مختلف استفاده کنند. در کنار این موضوع، شرایط اجتماعی و روحی و روانی شهر نیز اهمیت دارد، چراکه سالمند فقط به یک محیط فیزیکی مناسب نیاز ندارد، بلکه باید بتواند در جامعه حضور داشته باشد، ارتباط خود را با دیگران حفظ و احساس کند که همچنان عضوی از جامعه است.
در واقع، زمانی میتوان گفت یک شهر دوستدار سالمند است که مجموعه این شرایط در کنار یکدیگر فراهم باشد، به این معنا که شهر از نظر فیزیکی، اجتماعی و روحی و روانی برای سالمندان مناسب باشد و بتواند زمینه یک زندگی راحت، ایمن و با استقلال نسبی را برای آنان فراهم کند. هدف این است که سالمندان بتوانند تا حد امکان کارهای خود را خودشان انجام دهند و صرفا به دلیل افزایش سن از زندگی عادی و حضور در جامعه فاصله نگیرند.
یکی از مهمترین این موارد حمل و نقل شهری است. سالمند باید بتواند با استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی و امکانات موجود در شهر با سهولت و امنیت بیشتری در سطح شهر تردد کند و برای رفت و آمدهای خود تا حد امکان وابسته به دیگران نباشد. موضوع دیگر، دسترسی به ساختمانها و فضاهای عمومی است. فضاهایی مانند پارکها، تفریحگاهها و سایر محیطهای عمومی باید به گونهای طراحی و مناسبسازی شوند که سالمندان بتوانند بهراحتی به آنها دسترسی پیدا کنند و از امکانات موجود استفاده کنند. این موضوع تنها به طراحی فیزیکی محدود نمیشود، بلکه امکاناتی که در این فضاها فراهم میشود نیز باید متناسب با نیازهای سالمندان باشد.
در شهرهای دیگر بهویژه در کشورهای توسعه یافته مجموعه این امکانات در بسیاری از موارد به شکلی طراحی شده است که سالمند بتواند با سهولت بیشتری در شهر حضور داشته باشد، به فضاهای عمومی دسترسی پیدا کند و امور روزمره خود را به صورت مستقل انجام دهد. در واقع، هم طراحی فیزیکی محیط شهری و هم امکانات و خدماتی که در شهر ارائه میشود باید به گونهای باشد که محدودیتهای ناشی از افزایش سن، مانع حضور سالمند در جامعه نشود.
اما واقعیت این است که در تهران هنوز چنین شرایطی به شکل مطلوب و فراگیر وجود ندارد. با وجود اقداماتی که برای ایجاد امکانات و مناسبسازی برخی فضاها انجام شده، نمیتوان گفت که شهر تهران در مجموع از نظر سالمندی در وضعیت مطلوبی قرار دارد. اگر بخواهیم بسیار خوشبینانه به موضوع نگاه کنیم، شاید بتوان گفت تهران در بهترین حالت میتواند حدود ۵۰ درصد از ویژگیهای یک شهر دوستدار سالمند را داشته باشد، اما حتی این برآورد نیز یک نگاه بسیار مثبت و خوشبینانه است.
بنابراین، تهران با وجود امکانات و اقداماتی که تاکنون در آن ایجاد شده، هنوز یک شهر کاملا دوستدار سالمند محسوب نمیشود و برای فراهم کردن شرایط یک زندگی مستقل، ایمن و راحت برای سالمندان همچنان نیازمند توسعه و مناسبسازی بیشتر امکانات شهری، حملونقل، ساختمانها و فضاهای عمومی است.
از سوی دیگر، ساختار خود شهر نیز مشکلات و محدودیتهایی برای سالمندان ایجاد میکند. پیادهروها، خیابانها، مسیرهای دسترسی به پارکها و سایر فضاهای عمومی علیرغم اینکه برای مناسبسازی آنها تلاشهایی انجام شده و یک سری اقدامات نیز صورت گرفته است، هنوز به طور کامل به گونهای نیست که یک سالمند بتواند به راحتی برای مثال با عصا یا ویلچر از امکانات شهری استفاده کند. در واقع، شهر باید به شکلی طراحی شود که سالمند بتواند بدون وابستگی به فرد دیگری در آن رفت و آمد کند و به فضاهای مختلف دسترسی داشته باشد. این موضوع تنها به مترو و اتوبوس محدود نمیشود، بلکه مسیرهای پیاده، دسترسی به پارکها، مراکز خرید و سایر فضاهای مورد نیاز سالمندان را نیز دربرمیگیرد. سالمند باید بتواند در محدوده محل زندگی خود به پارک برود، خرید روزمره خود را انجام دهد و از امکانات عمومی استفاده کند، بدون اینکه برای هر جابهجایی نیازمند همراه یا کمک فرد دیگری باشد.
البته بخشی از این مسئله همیشه به ساختار شهر بازنمیگردد و بخشی نیز به امکانات و تجهیزاتی که در اختیار سالمندان قرار میگیرد مربوط است. در کشورهای توسعهیافته، سالمند میتواند با توجه به درآمد خود بهراحتی یک ویلچر الکترونیکی تهیه کند یا از حمایتها و امکاناتی که دولت و شهرداری در اختیار او قرار میدهند، استفاده کند. چنین تجهیزاتی کمک زیادی میکند تا سالمند بتواند جابهجایی راحتتری داشته باشد و استقلال بیشتری در زندگی روزمره خود حفظ کند. در این کشورها، علاوه بر تجهیزات، مسیرهای مشخص و مناسب برای تردد سالمندان نیز در نظر گرفته شده است و دسترسی آنان به حمل و نقل عمومی از جمله اتوبوس و مترو مورد توجه قرار میگیرد. به این ترتیب، اگر سالمندی بخواهد به پارک محل زندگی خود برود، به مرکز خرید مراجعه کند یا خرید روزانه خود را انجام دهد، شرایط لازم برای این جابهجایی تا حد امکان فراهم است.
اما در کشور ما متأسفانه حتی بسیاری از سالمندان به یک ویلچر معمولی نیز دسترسی ندارند و اگر هم نیاز به ویلچر برقی داشته باشند، شرایط تهیه آن برای بسیاری از سالمندان فراهم نیست. در حال حاضر، خرید ویلچر برقی در ایران برای بسیاری از سالمندان به دلیل شرایط اقتصادی و گران بودن این تجهیزات امکانپذیر نیست و تنها سالمندانی که از وضعیت مالی مناسبتری برخوردار هستند، امکان خرید چنین تجهیزاتی را دارند. این مسئله نشان میدهد که موضوع شهر دوستدار سالمند فقط به ساختار شهری مربوط نمیشود، بلکه تسهیلات، حمایتهای اجتماعی و اقتصادی و تجهیزات مورد نیاز سالمندان نیز باید مورد توجه قرار گیرد. سالمندان قشری هستند که سالیان سال زحمت کشیدهاند و اکنون به لحاظ جسمی ممکن است دیگر توان گذشته را نداشته باشند. در چنین شرایطی، در کشورهای دیگر چه شهرداری و چه دولت با ارائه حمایتها و تسهیلات لازم کمک میکنند تا سالمندان بتوانند سالهای زندگی خود را با آرامش و راحتی بیشتری سپری کنند.
یکی از نکات بسیار مهم در بحث شهر دوستدار سالمند این است که سالمندان بتوانند به طور مستقل و بدون وابستگی به یک فرد دیگر امور خود را انجام دهند. استقلال سالمند یکی از شاخصهای مهم کیفیت زندگی اوست و هر اندازه امکانات شهری و تسهیلات لازم کمتر باشد، وابستگی سالمندان نیز بیشتر خواهد شد. بنابراین، زمانی که امکانات کافی در شهر وجود نداشته باشد، سالمند برای رفت و آمد، استفاده از فضاهای عمومی، انجام خرید و حتی انجام امور ساده روزمره ناچار به کمک گرفتن از دیگران میشود. این وابستگی، علاوه بر ایجاد محدودیت در زندگی روزمره سالمند، از نظر سلامت، کیفیت زندگی و احساس استقلال نیز شرایط مناسبی ایجاد نمیکند. در نتیجه، برای حرکت به سمت یک شهر دوستدار سالمند باید همزمان ساختار شهری، حمل و نقل عمومی، مناسبسازی فضاهای شهری، دسترسی به تجهیزات و همچنین، حمایتها و تسهیلات اقتصادی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.
پس از فراهم شدن این امکانات، مشارکت اجتماعی سالمندان میتواند از طریق برنامهریزی و ارائه برنامههای ویژه برای این گروه تقویت شود. برای مثال، میتوان جشنوارهها و برنامههایی برگزار کرد که سالمندان در آنها حضور پیدا کنند، در کنار یکدیگر قرار گیرند، جشن بگیرند، با یکدیگر تعامل و گفتوگو داشته باشند و فعالیتهای ورزشی انجام دهند. چنین برنامههایی میتواند زمینه حضور بیشتر سالمندان در جامعه را فراهم کند و از انزوا و تنهایی آنان بکاهد.
از سوی دیگر، میتوان در برخی مراکز عمومی و فضاهای عمومی زمینهای ایجاد کرد تا سالمندان تجربیات و دانش خود را در اختیار جوانترها قرار دهند. این افراد پس از ۳۰ یا ۴۰ سال کار و با توجه به ۷۰ یا ۸۰ سالی که از زندگی خود پشت سر گذاشتهاند، تجربیات ارزشمندی در زمینههای مختلف به دست آوردهاند. هر فرد سالمند متناسب با شغل، حرفه، تخصص و موقعیتی که در طول زندگی داشته است، مجموعهای از تجربیات را در اختیار دارد که میتواند برای نسل جوانتر مفید و قابل استفاده باشد. این ارتباط میان سالمندان و جوانترها میتواند یک فرصت دوسربرده باشد. از یک سو، سالمندان با انتقال تجربیات خود احساس میکنند همچنان برای جامعه مفید هستند و نقش و جایگاه اجتماعی دارند. همین احساس مفید بودن میتواند انگیزه بیشتری برای حضور در جامعه ایجاد کند و آنها را از انزوا و تنهایی خارج کند. از سوی دیگر، جوانترها نیز میتوانند از تجربیات و دانش سالمندانی که سالها در حوزههای مختلف فعالیت کردهاند، استفاده کنند.
در واقع، زمانی که سالمند احساس کند تجربیات و دانشی که در طول سالهای زندگی خود به دست آورده همچنان ارزشمند است و میتواند آن را به دیگران منتقل کند، احساس مشارکت بیشتری خواهد داشت و این موضوع میتواند از نظر روحی نیز تأثیر بسیار مثبتی بر او داشته باشد. بنابراین، نباید سالمندان را صرفا افرادی دانست که به خدمات و حمایت نیاز دارند، بلکه باید زمینهای فراهم کرد تا آنان بتوانند تجربیات، توانمندیها و داشتههای خود را در اختیار جامعه قرار دهند. این انتقال تجربه حتی میتواند در سطح محله نیز اتفاق بیفتد. برای مثال، میتوان در مراکز محلهای و فضاهای عمومی برنامههایی برای گفتوگو و انتقال تجربه میان سالمندان و سایر گروههای سنی برگزار کرد تا تجربیات ارزشمند آنان به دیگران منتقل شود. چنین برنامههایی علاوه بر تقویت ارتباطات اجتماعی سالمندان، میتواند ارتباط میان نسلها را نیز افزایش دهد.
در مجموع، برای افزایش مشارکت اجتماعی و کاهش احساس تنهایی سالمندان هم مناسبسازی امکانات و خدمات شهری و هم برنامهریزی اجتماعی و فرهنگی ضروری است. برگزاری نشستها، جشنوارهها، فعالیتهای ورزشی، برنامههای گفتوگو و انتقال تجربه و ایجاد فرصت برای حضور سالمندان در فضاهای عمومی، میتواند نقش بسیار مهمی در این زمینه داشته باشد. هدف این است که سالمندان بتوانند با استقلال بیشتری در جامعه حضور پیدا کنند، ارتباط خود را با دیگران حفظ کنند، احساس انزوا نداشته باشند و همچنان احساس کنند که حضور و تجربیات آنها برای جامعه ارزشمند و مفید است.
در کنار این موضوع، مناسب کردن و هماهنگ کردن سیستم حمل و نقل همگانی نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. سیستم حمل و نقل عمومی باید به شکلی باشد که سالمندان بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند و برای جابهجایی در سطح شهر وابسته به اعضای خانواده یا افراد دیگر نباشند. اگر حمل و نقل عمومی مناسبسازی شود و مسیرهای ویژه و دسترسیهای لازم نیز وجود داشته باشد، سالمندان میتوانند با استقلال بیشتری در شهر تردد کنند و به فعالیتها و امکانات مختلف دسترسی پیدا کنند. در واقع، وقتی دسترسی سالمندان به حمل و نقل عمومی، مسیرهای مناسب، فضاهای شهری و خدمات مورد نیازشان فراهم شود، زمینه برای حضور بیشتر آنها در جامعه نیز ایجاد خواهد شد. سالمندی که بتواند بهراحتی از خانه خارج شود، جابهجا شود و به امکانات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کند، طبیعتا استقلال بیشتری خواهد داشت و میتواند فعالیتهای اجتماعی و روزمره خود را با سهولت بیشتری دنبال کند.
بنابراین، اگر مسئول برنامهریزی شهری بودم، در درجه اول روی ایجاد دسترسی آسان، ایمن و مستقل برای سالمندان تمرکز میکردم و در این مسیر مناسبسازی مسیرهای تردد، فراهم کردن تجهیزات مورد نیاز مانند ویلچر و هماهنگ و مناسب کردن سیستم حمل و نقل همگانی را در اولویت قرار میدادم. در کنار این اقدامات نیز سایر برنامهها و اقداماتی که برای ایجاد یک شهر دوستدار سالمند ضروری است، میتواند دنبال شود تا در نهایت سالمندان بتوانند زندگی راحتتر و مستقلتری در شهر داشته باشند.