۹۸۹۲۱۸۵۰۹۸۹۷ info@ihin.ir
یونس شکرخواه در نشست «مرجعیت ملی رسانه در ایران؛ مسئله بازنمایی و روایت‌سازی از منظر اخلاق رسانه» بیان کرد:

ضرورت بازاندیشی در «مرجعیت رسانه‌ای»/ خبر در حال تبدیل شدن به داده است

دکتر یونس شکرخواه، استاد دانشگاه تهران و روزنامه‌نگار، با تأکید بر ضرورت بازنگری در مفهوم «مرجعیت رسانه‌ای»، گفت: فراگیر شدن یک اصطلاح به معنای پذیرفته شدن و مشروعیت آن نیست و مفاهیمی مانند مرجعیت رسانه‌ای، بازنمایی و روایت باید دوباره در فضای ارتباطی امروز مورد بررسی و گفت‌وگو قرار گیرند. به گفته او، در زیست‌بوم رسانه‌ای معاصر دیگر نمی‌توان رابطه میان سوژه، رسانه و مخاطب را مانند گذشته تعریف کرد و فناوری‌های نوین، از هوش مصنوعی تا شبکه‌های اجتماعی، این رابطه را به‌طور اساسی تغییر داده‌اند.

به گزارش صدرانیوز به نقل از عطنا، نشست تخصصی «مرجعیت ملی رسانه در ایران؛ مسئله بازنمایی و روایت‌سازی از منظر اخلاق رسانه» دوشنبه ۹ شهریورماه به‌همت انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری و با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران حوزه ارتباطات و رسانه، به‌صورت حضوری و مجازی برگزار شد.

در این نشست، دکتر یونس شکرخواه، استاد دانشگاه مطالعات جهان دانشگاه تهران و روزنامه‌نگار، با طرح پرسش‌هایی درباره مفهوم مرجعیت رسانه‌ای، بازنمایی و روایت، بر ضرورت فاصله گرفتن از برداشت‌های قطعی و از پیش پذیرفته‌شده درباره این مفاهیم تأکید کرد.

فراگیر شدن یک واژه به معنای مشروعیت آن نیست

شکرخواه سخنان خود را با تأمل درباره خود واژه «مرجعیت» آغاز کرد و گفت: صرف اینکه یک واژه یا اصطلاح در محافل مختلف رواج پیدا کند، به معنای وجود توافق عمومی بر سر معنا و اعتبار آن نیست.

وی با اشاره به اینکه برخی اصطلاحات ابتدا در یک محفل یا حوزه خاص ابداع می‌شوند و سپس در زبان عمومی تداول پیدا می‌کنند، افزود: نباید تصور کرد وقتی یک اصطلاح فراگیر شد، دیگر امکان نقد و بازنگری در آن وجود ندارد.

این روزنامه‌نگار تأکید کرد: از منظر ارتباطات، فلسفه و اندیشه‌های انتقادی، حتی ممکن است رابطه انسان با زبان معکوس شود؛ به این معنا که گاهی «زمام ما دست زبان است، نه زبان دست ما». از این منظر، مفاهیمی که در حوزه رسانه به‌صورت بدیهی و تثبیت‌شده به کار می‌روند نیز باید دوباره به بحث گذاشته شوند.

ضرورت بازاندیشی در «مرجعیت رسانه‌ای»

شکرخواه با اشاره به دو مفهوم «بازنمایی» و «روایت» گفت: نباید انتظار داشت این مفاهیم پاسخ‌های سریع و فوری برای مسائل پیچیده امروز ارائه کنند.

وی اظهار کرد: اصطلاحات باید دوباره در «آزمایشگاه» فکری قرار گیرند و از منظرهای مختلف بررسی شوند؛ چراکه یک زبان‌شناس، روزنامه‌نگار یا اقتصاددان ممکن است با توجه به حوزه تخصصی خود، برداشت متفاوتی از یک مفهوم داشته باشد.

او با تأکید بر تغییر زیست‌بوم معنایی جهان معاصر، گفت: دیگر نمی‌توان جهان ارتباطات را بر اساس این تصور ساده توضیح داد که یک «سوژه» آماده و ثابت در برابر یک «ابژه» مشخص قرار گرفته است.

به گفته شکرخواه، هم سوژه و هم ابژه در فضای ارتباطی امروز تغییر کرده‌اند و نمی‌توان آنها را همچون عناصر ثابت و از پیش تعریف‌شده در نظر گرفت.

مخاطب فقط مصرف‌کننده رسانه نیست

این استاد ارتباطات با اشاره به مواجهه انسان امروز با رسانه‌های مختلف، از هوش مصنوعی گرفته تا شبکه‌های اجتماعی، بر تغییر جایگاه مخاطب تأکید کرد و گفت: در مواجهه با هوش مصنوعی، با رسانه‌ای روبه‌رو هستیم که خود را ابزاری برای ارائه پاسخ به مسائل مختلف جهان معرفی می‌کند؛ در مقابل، شبکه‌هایی مانند اینستاگرام با شاخص‌هایی همچون لایک و فوروارد، نوع دیگری از مقبولیت و مشارکت را شکل می‌دهند.

شکرخواه خاطرنشان کرد: نباید تصور کرد که ما صرفاً در حال «مصرف» رسانه هستیم؛ بلکه در برابر رسانه، خود ما نیز به نوعی مصرف می‌شویم. به باور او، هر رسانه احوال و منطق خاص خود را دارد و همین مسئله ضرورت بازنگری در مفهوم مشروعیت و مرجعیت رسانه‌ای را بیشتر می‌کند.

مرجعیت رسانه‌ای با «قدرت» و «اعتبار» یکی نیست

استاد ارتباطات دانشگاه تهران در ادامه میان مفاهیمی مانند مرجعیت، اعتبار، قدرت و هژمونی رسانه‌ای تمایز قائل شد و با اشاره به مفهوم «Media Authority»، بیان کرد: برخی رسانه‌ها در یک حوزه مشخص، به دلیل سابقه، تخصص و توانایی هدایت مخاطب به سوی خود، صاحب نوعی اعتبار و جایگاه می‌شوند.

او برای توضیح این موضوع به نشریاتی مانند «وال‌استریت ژورنال» و «اکونومیست» اشاره کرد و گفت: این دو نشریه در حوزه اقتصاد و موضوعاتی مانند نفت، انرژی یا رمزارزها برای مخاطبان خود دارای اعتبار تخصصی هستند.

شکرخواه همچنین مفهوم «قدرت رسانه‌ای» را مطرح کرد و تصریح کرد: برای فهم جایگاه یک رسانه باید دید این رسانه در جغرافیای اقتصاد، سیاست و فرهنگ چه موقعیتی دارد.

وی افزود: در کنار مفهوم اقتصاد سیاسی رسانه، امروزه بحث «سیاست فرهنگی» نیز باید مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه رسانه‌ها تنها در حوزه اقتصاد و سیاست قدرت اعمال نمی‌کنند و بر فرهنگ نیز تأثیر می‌گذارند.

اعتبار رسانه‌ای؛ از صحت و دقت تا بی‌طرفی

این روزنامه‌نگار در ادامه با اشاره به مفهوم اعتبار رسانه‌ای، افزود: در ارزیابی اعتبار رسانه‌ها معمولاً مؤلفه‌هایی مانند صحت، دقت، واقعیت و بی‌طرفی مورد توجه قرار می‌گیرند.

او در عین حال مفهوم «هژمونی» را نیز مطرح کرد و گفت: برخی رسانه‌ها می‌توانند منطق، ایدئولوژی یا باورهای خود را به شکل یک «اجماع» یا «عقل سلیم» در جامعه عرضه کنند.

به گفته شکرخواه، گزینشگری رسانه‌ای نیز یکی از مفاهیمی است که برای فهم قدرت رسانه‌ها باید مورد توجه قرار گیرد.

رسانه‌ها فقط واقعیت را بازتاب نمی‌دهند

وی در بخش دیگری از سخنان خود به نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی به ادراک انسان پرداخت و با اشاره به دیدگاه‌های نظریه‌پردازان ارتباطات گفت: هر رسانه و هر فضای ارتباطی دارای نوعی سوگیری است.

شکرخواه با اشاره به پژوهش‌هایی درباره تأثیر رسانه بر حواس انسان، اظهار کرد: رسانه‌ها تنها اطلاعات را منتقل نمی‌کنند، بلکه می‌توانند در تعدیل یا حتی مصادره برخی از حس‌های انسانی نیز نقش داشته باشند.

او با بیان نمونه‌ای درباره غلبه تصویر بر ادراک انسان، اظهار کرد: در جهان امروز، قدرت تصویر و عناصر بصری به اندازه‌ای افزایش یافته که حتی برداشت ما از واقعیت می‌تواند تحت تأثیر تصویری قرار گیرد که رسانه ارائه می‌کند.

رسانه می‌تواند تعیین کند به چه چیزی فکر کنیم، نه اینکه چگونه فکر کنیم

این استاد ارتباطات با اشاره به نظریه «برجسته‌سازی»، گفت: رسانه‌ها می‌توانند موضوعاتی را در مرکز توجه مخاطب قرار دهند و به این ترتیب تعیین کنند که جامعه درباره چه چیزی فکر کند.

به گفته وی، رسانه با قرار دادن یک موضوع در جایگاه تیتر اول یا برجسته کردن آن، به مخاطب القا می‌کند که آن موضوع از مهم‌ترین مسائل روز است؛ اما این به معنای تعیین نحوه فکر کردن مخاطب نیست.

شکرخواه تأکید کرد: رسانه می‌تواند موضوع را برجسته کند، اما اینکه مخاطب درباره آن موضوع چگونه فکر کند، الزاماً در اختیار رسانه نیست و مخاطب همچنان در فرآیند معنا دادن و تحلیل موضوع نقش دارد.

حتی برخورداری از امکانات، مرجعیت رسانه‌ای ایجاد نمی‌کند

شکرخواه با بازگشت به بحث مرجعیت رسانه‌ای، گفت: این مفهوم باید دوباره مورد بررسی و آزمایش قرار گیرد. ضمن‌آنکه حتی اگر رسانه‌ای از امکانات گسترده برخوردار باشد و حمایت‌های حاکمیتی و دولتی نیز دریافت کند، نمی‌توان تضمین کرد که الزاماً به مرجعیت رسانه‌ای دست پیدا کند.

او افزود: برخورداری از امکانات به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده مرجعیت باشد و تاریخ نیز نشان داده است که در بسیاری از تحولات و انقلاب‌های جهان، وجود امکانات رسانه‌ای لزوماً به معنای تحقق مرجعیت رسانه‌ای نبوده است.

بازنمایی؛ وقتی بازتاب‌ها جای واقعیت را می‌گیرند

شکرخواه در ادامه به مفهوم «بازنمایی» پرداخت و گفت: در دوره مدرن، هنر تا حد زیادی وظیفه بازتاب واقعیت را بر عهده داشت؛ اما در دوره پست‌مدرن، وضعیت تغییر کرد و رسانه‌ها دیگر صرفاً بازتاب‌دهنده واقعیت نیستند.

به گفته وی، در شرایط جدید، واقعیت نیز تحت تأثیر بازتاب‌های رسانه‌ای قرار می‌گیرد و بازنمایی‌ها می‌توانند بر خود واقعیت اثر بگذارند.

استاد ارتباطات دانشگاه تهران با اشاره به مفهوم «پسا‌حقیقت»، گفت: در شرایطی قرار گرفته‌ایم که گاه بازتاب‌ها جای واقعیت را می‌گیرند و آنچه در رسانه‌ها ارائه می‌شود، می‌تواند تصویری متفاوت از واقعیت فیزیکی یک پدیده ایجاد کند.

مخاطب و رسانه؛ دو سوی یک فرآیند معنا

این استاد ارتباطات با اشاره به دیدگاه‌های نظری در حوزه بازنمایی، بر اهمیت رابطه میان رسانه و مخاطب تأکید کرد و گفت: نه می‌توان مخاطب را تنها عنصر تعیین‌کننده دانست و نه رسانه را به‌تنهایی منشأ معنا تلقی کرد.

به گفته او، از نگاه ساخت‌گرایانه، آنچه در نهایت از واقعیت روایت می‌شود، حاصل نوعی تعامل و ترکیب میان رسانه و مخاطب است.

شکرخواه همچنین به دیدگاه رولان بارت درباره «مرگ مؤلف» اشاره کرد و افزود: در این نگاه، معنای اثر صرفاً در اختیار نویسنده باقی نمی‌ماند و برداشت مخاطب نیز در شکل‌گیری معنای آن نقش دارد.

خبر در حال تبدیل شدن به داده است

شکرخواه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحولات ناشی از هوش مصنوعی، گفت: «خبر دارد به داده تبدیل می‌شود.»

وی همچنین درباره مفهوم مخاطب، بیان کرد: شاید بهتر باشد به جای مخاطب، از «پروفایل رفتاری» سخن بگوییم؛ چراکه پلتفرم‌های دیجیتال با تحلیل رفتار کاربران، تصویری از علایق و الگوهای رفتاری آنها ایجاد می‌کنند.

او با اشاره به شبکه اجتماعی توییتر، گفت: کاربر این شبکه پذیرفته است که جهان را در قالب محدودیت ۲۸۰ کاراکتر تعریف و درباره آن اظهار نظر کند؛ در نتیجه، خود این قالب نیز بر نوع بیان و رفتار مخاطب اثر می‌گذارد.

روزنامه‌نگاران به سیستم‌های تولید محتوا تبدیل شده‌اند

این روزنامه‌نگار در ادامه با اشاره به وضعیت حرفه روزنامه‌نگاری در عصر پلتفرم‌ها، اظهار کرد: بسیاری از روزنامه‌نگاران عملاً به سیستم‌های تولید محتوا برای سیستم‌های توزیع تبدیل شده‌اند.

وی همچنین با اشاره به نگرانی‌های یونسکو درباره «کالایی شدن ارتباطات»، گفت: مسئله کرامت انسانی در مسیرهای دیجیتال نیز با چالش‌های جدی مواجه شده است.

باید به ذات فناوری دوباره فکر کنیم

شکرخواه با اشاره به ضرورت بازاندیشی در ذات فناوری، خاطرنشان کرد: مواجهه با رسانه‌های جدید نباید صرفاً در سطح استفاده از ابزارها باقی بماند. باید رابطه انسان با فناوری و رسانه از منظر فلسفی و انتقادی دوباره مورد بررسی قرار گیرد و این مسئله فراتر از مفهوم رایج «سواد رسانه‌ای» است.

به گفته وی، سواد رسانه‌ای عمدتاً به نوعی سازگاری و آشتی با استفاده از رسانه‌ها کمک می‌کند، اما آنچه امروز مورد نیاز است، نگاهی عمیق‌تر و انتقادی به خود رسانه و فناوری است.

شکرخواه در پایان با اشاره به رابطه رسانه و حقیقت، گفت: رسانه‌ها گاهی حقیقت را منعکس می‌کنند، گاهی آن را می‌پوشانند و گاهی امکان افشای حقیقت را فراهم می‌کنند؛ بنابراین باید نقش رسانه در مواجهه با حقیقت را پیچیده‌تر و انتقادی‌تر از یک رابطه ساده میان «واقعیت» و «بازتاب» در نظر گرفت.